معنی روان بیتهای موجود در متنهفت خان رستم»:

  1. خروشید و جوشید و برکند خاک *** ز سمش زمین شد همه چاک چاک

معنی: با خشم به زمین ضربه زد و از شدت ضربه زمین پاره پاره شد.

۲. بزد تیغ و بنداخت از بر سرش *** فرو ریخت چون رود خون از برش

معنی: با شمشیر زد و سرش را از تن جدا کرد و خون مانند رود از پیکرش جاری شد.

۳. بیانداخت چون باد خم کمند *** سر جادو آورد ناگه به چنگ

معنی: طناب را با سرعت زیاد انداخت و فورا سر جادوگر را گرفت.

۴. میانش به خنجر به دو نیم کرد *** دل جادوان زو پر از بیم کرد

معنی: با خنجر او را دو نیم کرد و با این کار دیگر جادوگران هم ترسیدند.

۵. چو رستم بدیدش برانگیخت اسب *** بدو تاخت مانند آذرگشسب

معنی وقتی رستم او را دید اسبش را با سرعت راند و مانند آتش تند و تیز به او حمله کرد

۶. سر و گوش بگرفت و یالش دلیر *** سر از تن بکندش به کردار شیر

معنی: رستم سر گوش و گردن او را گرفت و مانند شیر سرش را از تنش جدا کرد.

۷. ز بهر نیایش سر و تن بشست *** یکی پاک جای پرستش بجست

معنی: سر و تنش را برای عبادت کردن شست و جای پاکیزه ای برای عبادت گشت.

۸. از آن پس نهاد از بر خاک سر *** چنین گفت کای داور دادگر

معنی: سرش را روی زمین گذاشت و گفت ای خداوند عادل

۹. ز هر بد تویی بندگان را پناه *** تو دادی مرا گردی و دستگاه

معنی: تو بندگانت را از هر بدی در امان نگه می داری و تو به من پهلوانی و بزرگی داده ای.

فارسی درس6ششم

فارسی درس 1

فارسی درس پنچم

فارسی درس3ششم

فارسی درس2 ششم

شعر امدن بهار امدن مدرسه

معنی ,*** ,سر ,زمین ,سرش ,ز ,سرش را ,معنی با ,او را ,سر و ,را از

مشخصات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

مسائل حقوقی تاریخ فروش آهن - جوشکاری و تراشکاری- فلزات لینک گروه قرآن وپیامهای آسمان استان هرمزگان pichakflower !!! خب که چی zahra101030 فرافایل، مرکز دانلود فایل های دانشگاهی کتابخانه عمومی شهیدان حجازی همدان